تغییر مسیر تاریخی رود تجن
گودال تاریخی پل گردن - گزارشی از وضعیت امروز
 چاپ اين صفحه ارسال به دوستان
كد مطلب: 104 -   تعداد بازديد: 338 -  جمعه 31 فروردين 1397
درویش علی کولاییان
جمعه 31 فروردين 1397 ساعت 11:26

 یاد آوری :

پنج سال قبل مقاله ای1 پیرامون تغییر مسیر تاریخی رودخانه تجن ، توسط اینجانب تقدیم علاقه مندان شده است . در آن گزارش آورده شد طبق شواهد ، قریب دو هزار سال از یک تغییر مهم در بخشی طولانی از مسیر تجن ، گذشته است. حادثه بعد از استقرار مهاجران شالیکار ، امده از شمال شبه قاره هند و بعد از برپایی و رواج کشت برنج به توسط آنان در منطقه روی داد و عامل انسانی ناخواسته در آن دخیل و بسیار موثر بوده است   .

گزارش ها که به وضعیت قبلی تجن اشاره دارند ، از دو مورخ بزرگ روم « کنت کورت »2 و «دیودور» 3و در کتاب های منتسب به آنان ثبت شده است. آنها بر اساس نقل قول کاتبان یونانی ،  ماجرای یورش اسکندر به امپراطوری هخامنشی و هر آنچه که در مسیر حرکت اسکندر اتفاق افتاد را بازگو کرده اند  .

در شرح عبور اسکندر ، از جنگلی با خاک حاصلخیز یاد می شود ، مکان جنگل در فاصله دامغان تا کناره های دریای مازندران است نیز از رودخانه ای یاد می شود در همان جنگل که عبور اسکندر و سپاهیان از کناره های آن رودخانه صورت گرفت.

 آن چه که نظر یونانیان مهاجم را، از جمله اسکندر را در این قسمت از ماجرا به خود جلب می کند همان رودخانه است که در مسیر خود به یک غار منتهی است . رودخانه به درون غار رفته، بعد از طی مسافتی درزیر زمین و به فاصله چندین کیلو متر از مبدا  ، دو مرتبه آفتابی و آب چون چشمه ای خروشان ، به بیرون جهیده  رودخانه ای شده به راه خود ادامه می داد .

 

 میزان آب رودخانه در زمان عبور اسکندر ،جلب توجه می کند . بر اساس گزارش هر دو مورخ ، آب رودخانه در میانه تابستان که میدانیم معمولاً در پایین ترین مقدار ست ، توانست   جسد دو گاو را با خود حمل کند . بنا به شناخت ما از منطقه ،این رودخانه فقط  تجن و یا یکی از سر شاخه های اصلی  آن می تواند تصور شود . روایت یکسان دو مورخ بزرگ و تطابق گزارش آنها با یکدیگر نیز می توانددلیلی بر درستی گزارش و  صحت این روایت باشد .

آنچه که مسلم است مسیر تجن امروزدر هیج قسمت از زیر زمین نیست ، .به نظر می رسد که در یک حادثه ، مجرای زیر زمینی تجن مسدود شده در ادامه ، تجن مسیری تازه را بر می گزیند که به احتمال زیاد ، همین مسیر است که ما امروز شاهدیم ،  بخشی از مسیر پیشین که دیگر امروز بستر رودخانه تجن نیست ،  بعید است با گذشت دو هزار سال مفقودالاثر باشد . از این رو ، بقایای یک آبراهه قدیمی که معرف بخشی از مسیر تجن در گذشته باشد ، مدت ها ذهن نگارنده را به خود مشغول داشت تا اینکه وضع اعجاب انگیز رودخانه ساری رو کنجکاوی را برانگیخت .

ساری رو  یک نهر معمولی ساخته دست انسان نیست . این نهر به ابعاد یک کانال طبیعی است . آثار باقیمانده پیرامون آن تا گذشته نزدیک و تا چند سال پیش ، حاکی از ابعاد بزرگ و چشمگیر یک آبراهه با اهمیت بوده است .

آبراهه ساری رو وضعیتی ویژه دارد ، از جنوب شرقی شهر ساری یکباره آغاز میشود  و مسیری طولانی در جنوب  و غرب ساری را طی می کند . گودالی مرموز ، یعنی گودال پل گردن ، درست درآغاز و در پیشانی ساری رو  است . این دو پدیده ، یاد آور همان رود است که توجه یونانیان را به خود جلب نمود. به علاوه همانطور که در مقاله پیشین شرح آن داده شد ، پدیداری تنگه کولا در پنج کیلومتری جنوب گودال که امروزتجن از میان آن عبور می کند ، شرح ماجرا را کامل تر می کند . این سه پدیده  ( ساری رو ، گودال ، تنگه کولا) درمجموع ماجرای تغییر مسیر تجن را برایمان مجسم و قابل درک میکند .

  تنگه کولا بر اثر دخالت های ناخواسته به توسط انسان (شالیکاران ) حادث شد ، شکافنن ناگهانی کوه خاکی کم ارتفاع مقابل رود ( محلی نزدیک به پُل تنگه لته یا پُل پایین کولا ) که غار  مورد اشاره ما ، واقع در دامنه جنوبی همان کوه خاکی بود و رودخانه تجن وارد آن می شد ، با انسداد دهانه غار  در فصل باران به دلیل بی احتیاطی عملیات هدایت آب در تابستان ، با وقوع یک سیلاب عظیم *  در نتیجه  انهدام نقب که شالیکاران در بن کوه  خاکی برای انتقال آب به دیگر سوی کوه ؛  دامنه شمالی آن زدند  ، با شکافتن کوه کم ارتفاع خاکی به توسط سیلاب ، تنگه ای ایجاد شد . تنگه بعدها بر اثر خاکی بودن دماغه ها، فراخ و فراخ تر گردید تا به میزان امروز خود رسید .

به وجود آمدن تنگه  قاعدتاً هنگام طغیان تجن اتفاق افتاد و تجن مسیرتازه ای را برگزید که  به احتمال زیاد همین است که  امروز شاهد آن هستیم . از عواقب رویداد این بود که چشمه بزرگ درون ِگودال ، واقع در  پیشانی ساری رو ، بعد از آن واقعه برای همیشه خشکید .

گودال مرموز پل گردن به دلیل خشکیدن ناگهانی چشمه حیرت انگیزش ، در  هاله ای از تقدس برای مردم باقی ماند و  بدل به قبرستان شد . ظاهراً  از یک قرن پیش به این سو ،  این مکان قبرستانی متروکه شد . گودال درست در آغاز و در پیشانی ساری رو  است  . آفتابی شدن تجن بعد از طی مسافتی طولانی از  زیر زمین ، اینجابوده است  . 

پدیده ساری رو همانطور که اشاره شد ،  نشانه ها از رودی با اهمیت در گذشته را دارد .ساری رو همکف با گودال و متصل بدان نیز هست ، درست چسبیده به  گودال ، این رود آغاز می شود . همانطور که گفته ایم ، همه اینها  ، به همراه نشانه ها از  ابعاد اولیه  ساری رو ، روایت گر تغییر  بخشی مهم از مسیر  تحن در گذشته تاریخی مازندران است  . متذکر شده ایم  که رودخانه تجن قبل از تغییر مسیر و عبور  در بخشی از مسیر خود از زیر زمین ، در پل گردن دوباره آفتابی می شد و  از جنوب و مغرب ساری قدیم می گذشت و  به سوی شمال جاری می شد .  در حقیقت ساری قدیم از ابتدا در کنار  تجن ،  در کنار مسیر سابق رودخانه یعنی در بخشی از مسیر که ساری رو نام آن بود ، ایجاد شد .

در وضعیت امروز ،  رودخانه تجن در راستای شمالی ، نه از مغرب ،  بلکه از مشرق و با فاصله ای قابل توجه از ساری قدیم عبور می کند . با گسترش شهر ، در وصعیت  جدید ، رودخانه از میان بخش شرقی  شهر ساری عبور  می کند .  (. ر. ک. رود تجن در زمان عبور اسکندر - کشف مازندران باستان - 1993  نشر گلچینی – تالیف  نگارنده ).

توضیح : علاقه مندان  به بازدید از محل گودال و بازدید از  آغاز ساری رو به آدرس جنوب شرقی ساری ، روستای پل گردن  کنار تجن ،حسینیه پل گردن و از سامان مشترک زمین های روستای پایین دزا با   پل گردن دیدن نمایند .

    

 

 101.jpg

 

تصویر (1)

دهانه ساری رو و امتداد آن با دیواره بتنی که در تصویر دیده می شود .  وضعیت قطعات زمین در حریم ساری رو  که در آن ها  ایجاد بنا شده ، نشانه ای از گسترده بودن دهانه اولیه ساری رو است . پهنایی حدود پنجاه متر برای دهانه اولیه رود وحریم  طبیعی آن در گذشته رقمی واقعی است . به ویژه در دهه های اخیر ،حریم طبیعی رود در تمامی مسیر به توسط مردم اشغال و  یا غالباً در آن احداث بنا شده است . شهر داری ساری نیز آثار طبیعی پیرامون نهر را که در قسمت آغازین ساری رو تا چندی پیش باقی بوده ،  از بین برده و به اصطلاح هموار نموده است .

 

 

 102.jpg

 

                               تصویر (2)

تصویر بالا  وضغیت امروز درنیمه غربی گودال تاریخی پل گردن است .  کف گودال با شیبی به سمت غرب به " ساری رو  " منتهی ، همکف با این رودخانه می شود.  همانطور که گفته شد شهرداری ساری امروز مشغول ساختن دیواره های بتنی برای ساری رو است که در دوردست و سمت چپ تصویر ، آن را مشاهده می کنید . 

 بر اساس سند های تاریخی و مبتنی بر تحقیقات میدانی ، استنباط می شود ، تجن زمانی ،در مسیر خود در شش کیلومتری شهر ساری ، به  یک غار می رسید با طی نمودن مسیر چند کیلومتری از زیر زمین ، این جا در  محلی که پل گردن نام گرفت از درون همین گودال به شکل چشمه ای بزرگ فوران می کرد و جریان می یافت  و در عصر تمدن برنج  ،  از این نقطه آعاز ، از  گودال تا به انتها ، همین رودخانه با نامی متفاوت از تجن ، ساری رو نام گرفت . 

در عصر اشکانیان و یا به احتمالی ضعیف در عصر ساسانیان بر اثر  دخالت های انسانی و اقدامات شالیکاران در استفاده از آب رودخانه ، انسداد دهانه غار ، به هنگام طغیان تجن پیش آمد و سبب افتادن بخش مهمی از رود در مسیر فعلی آن شده است ، این پیش آمد سبب خشک شدن ناگهانی چشمه بزرگ و بی آب ماندن ساری رو   و بی آب ماندن شهر ساری و اراضی زیر کشت اطراف آن گردید . درمبارزه با این وضع ، مردم با احداث نهری تازه به طول تقریبی سه کیلو متر،  آب مورد نیاز خود را  با سردهنه ای از رودخانه تجن تامین نموده . از طریق نهر احداثی آن را به گودال باقیمانده از چشمه که مساحت آن بالغ بر هشت هزار متر مربع بوده است انتقال میدادند و با استفاده از بستر ساری رو  دوباره آب به شهر و به اراضی اطراف آن میرسید . به ابن ترتیب با تمهیدات به عمل آمده از سوی ساکنان  شهر ساری ، ساری رو  بدون آب باقی نماند .

امروز آب ساری رو ، تنها برای کشاورزی اراضی یک یا دو روستا در شمال غربی شهر است . ساری رو  در دفع آب های سطحی و آب باران در مسیر طولانی درون شهر ، امروزه مورد استفاده است .

یاد آور می شویم گودال در محله پل گردن ساری در جنوب شرقی شهر واقع  است . ظاهرً  وجه تسمیه پل گردن ، سنسکریت (پل کوردن )  و توصیف همان چشمه درون گودال است و معنای آن « به فشار جهیدن » و این واژه در زبان امروز مردم « پِل غور » است .  اصطلاح پل غور به جوشیدن شدید آب اشاره دارد و یا به جوشش و بیرون زدن آب چشمه ها  " پِل غور " اطلاق می شود .

 

 

 103.jpg

   تصویر (3)

 این تصویر شمای وسیع تری از نیمه غربی گودال تاریخی پل گردن را نشان می دهد  ، ماشین آلاتی از سوی شهرداری و برای بهسازی شرایط مربوط به ساری رو یا همان ساری رود در محل دیده می شود . در انتهای تصویر دهانه ساری رو است که دیواره های بتنی در مورد آن به کار گرفته می شود .   

 104.jpg

         تصویر (4)

دیواره های بتنی برای ساری رو در انتهای تصویر مشاهده می شود . اینجا انتهای گودال و گود ترین قسمت و  هم کف با ساری رو است .

105.jpg 

تصویر (5)

این جا باز هم  بخش انتهایی گودال را می بینید  ، محوطه ای که در آن چند نفر در جلو و عقب تصویر دیده می شوند . در همین مکان ، نهر احداثی  و ساری رو به یکذیگر می رسند . در سمت چپ تصویر و عمود بر ساری رود،  نهر احداثی است که  شهرداری  ساری ساخت دیواره های بتنی  برای آن را نیز آغاز نموده است  . امروزه  نزد مردم ،  نهر احداثی که از ایجاد آن قرن ها بلکه هزاره ها گذشته است ادامه  ساری رو  محسوب میشود  و به همین نام (ساری رو ) شهرت دارد .در همین  تصویر ، دهقانی کهنسال ساکن روستای پل گردن  را می بینید که تجربیات شخصی خود را در پیوند با  گودال مرموز پل گردن با نگارنده مطرح می کند.  پیش از این ، افسانه ها و شفاهیات بسیاری نگارنده از زبان مردم در مورد این مکان شنیده است . از کسانی نام برده می شود که گودال مرموز به مساحت بالغ بر هشت هزار متر مربع را با بیم و امید به تدریج تصرف به اصطلاح برای خود آن را آباد نموده اند . متاسفانه به دلیل فوت  آن افراد، دسترسی به آن ها و گوش کردن به اظهارات شان میسر نبود الا یک نفر ، همان یک نفر که در تصویر بالا با نگارنده در حال گفتگو است .   

 دهقان کهنسال  آقای فتح الله پویان (متولد 1311 )  ساکن پل گردن است برایم شرح می دهد  چگونه متجاوز از پنجاه سال پیش، برای اولین بار بخش انتهایی گودال را که هنوز دست نخورده باقی مانده بود و شامل بخشی از کناره های  ابتدای ساری رو نیز می شده است ؛ به مساحت دو هزار متر مربع  ، برای اولین بار آباد و  برای کشت و کار  خود اختصاص داد .  مطابق اعتقادات خرافی در محل ، کشت و کار در آن  زمین ، به صلاح هیچکس نبود به ویژه آن که در جریان تصرف قطعه های پیشین زمین ،اتفاق ها افتاد و خرمن حاصل از زمین گودال ، گاهی در آتش سوخت  .

مردم محل معتقد بوده اند نوری از آسمان گهگاه به هنگام شب به این مکان و  یا اطراف آن  فرود می کند .

دهقان پل گردنی آقای پویان، متجاوز از پنجاه سال قبل، درستی کشت و کار را بر روی زمین متصرفی اش ابتدا  باشیوه ای که خود می دانست آزمود . در یک روز زمستانی به هنگام عصر بیلی به زمین فرو کرده ، بعد از ایستادن بیل به شکل قائم محل را ترک می کند . صبح  زود روز بعد با مشاهده این که بیل تغییر وضعیت نداد و بیل بر زمین نیفتاد ،  تعبیر می کند که کشت و کار در قطعه زمین برای او خالی از اشکال است . او در ادامه روایت خود می گوید کفاره ای هم به حسینیه یا تکیه روستای پل گردن سالانه ادا کرده ام و سال ها به این کار ادامه دادم ، تا  آن که قطعه زمین متصرفی را پس از سالیان دراز به دیگری فروختم .

مرد کهن سال ؛ آقای پویان از نبش قبر در مواردی پرتعداد ، همگی متعلق به گذشته های دور، در زمین متصرفی اش در گودال پل گردن سخن گفت . اوبه هنگام ریشه کنی و شخم زمین در پیرامون و درکنار دهانه آغازین ساری رو ، مجبور به جابجایی بقایای مقبره های کهن شده است .  آن ها همه به شیوه متفاوت با مسلمانان و به گفته او به شیوه گبری4 مدفون بوده اند .

 106.jpg

                    

تصویر (6) - دهقان سالخورده  (86 ساله)ساکن پل گردن که  بر روی زمین متعلق به  گودال ایستاده است و از  ماجرای تصرف آخرین قطعه از گودال مرموز پل گردن و کشت و کار خود در آن ؛ متجاوز از نیم قرن پیش ، با نگارنده سخن می گوید . 

 

107.jpg تصویر ( 7)

در این تصویر دیده می شود که گودال پل گردن می رود که زیر صد ها تن خاک و سنک و زائده های ساختمانی مدفون شود .




  108.jpg

       تصویر ( 8)

تصویر فوق امتداد نهر احداثی  را از گودال به بالادست نشان می دهد . عملیات ساختمانی و بتن دیواره های نهر در جریان است . اختلاف رقوم سطح طبیعی زمین نسبت به رقوم بستر نهر ، گودی غیرعادی نهر  را نشان می دهد . اما این وضع فقط تا چند صد متر ادامه دارد . در بالا دست ،نهر در ابعادی بسیار کوچک تر است.  از نظر کارشناسی این وضع  فقط به دلیل عمق گودال پل گردن در پایین دست نهر ایجاد شده ، شکل گرفته است . ورود آب نهر احداثی به گودال پل گردن ،در ابتدا به صورت آبشاری نیرومند بوده  سبب تخریب  دیواره ها و کف متعلق به نهر در طول زمان شده است. این تخریب تا برقراری یک شیب ملایم در بالا دست ،ادامه پیدا کرد.  عمق غیر عادی و پهنای غیر عادی برای نهر فقط تا فاصله چند صد متری از گودال شکل گرفته است . نهر احداثی از روستای پایین دزا عبور می کند . از این  روستا تا کرانه تجن و تا سردهنه ، نهر احداثی در ابعادی به مراتب کوچکتر و به صورت یک نهر معمولی با عمق کم است.

 

 

                                   109.jpg

              

تصویر ( 9) 

نگارنده در کنار آقای فتح الله پویان دهقان ساکن پل گردن و در منزل ایشان–   25 فروردین 1397

 

 

پانویس :

1-رودخانه تجن در زمان عبور اسکندر - کشف مازندران باستان -  تالیف درویش علی کولاییان نشر گلچینی  - ساری 1393 

2-کوینت کورس (Quinte-Curce) یا کنت کورث مورخ رومی است که به احتمال قریب به یقین در قرن اول میلادی می‌زیسته، مهم‌ترین تالیفات وی تاریخ اسکندر است که مشتمل بر ده کتاب بوده است .

3- دیودوروس سیکولوس یا دیودور سیسیلی (به یونانی: Διόδωρος Σικελιώτης) (Diodorus Siculus,Diodorus of Sicily) تاریخ‌نگار هم‌دوره ژولیوس سزار (۴۰-۱۰۰ پ. م.) و آگوستوس (۶۳ پ م – ۱۴م) و نویسنده کتابخانه تاریخی است. او کتابی در ۴۰ جلد، به نام «تاریخ جهان» نوشت که امروز حدود ده جلد از آنها به دست ما رسیده است.

4- " گبر "  اصطلاحی است که در ادبیات تاریخی ما  شاید به نادرست به مردمانی زردشتی اطلاق می شود  و زردشتیان خود چنین نامی را برای خود قائل نیستند . واضح است که زردشتیان در آیین خود به آن شکل  که دهقان پل گردنی به نگارنده گفت مرده را به خاک نمی سپردند .  تدفین در قبوری که به توسط این دهقان  اهل پل گردن، نبش قبر شدند مسلماً مطابق آیین زردشت نبوده همانطور که  به درستی  او نقل می کند مردمی که نبش قبر شدند ، مردمی مسلمان نیز نبوده اند . یاد آور می شویم تدفین مردگان در بین مردم بودایی نیز رسمی رایج بود و در آیین هندوان که سوزاندن جسد در میانشان مرسوم است این امری متمایز بوده است. 

 * ماجرای سیل یکی از سال های اخیر در  نکا و انسداد  زیر پل به دلیل چوب های ناشی از قطع درختان جنگل که توسط آب آورده شد یاد آور همان اتفاق است

نظرات
مهرداد یوسفی : چهارشنبه , 1397/02/19درود بر شما، مانند همیشه جالب و تامل برانگیز بود. این مقاله نشان داد که هر چه می گذرد، شواهد اثبات کننده بیشتری، پازل نظریه شما را کامل می کند. به امید موفقیت های روزافزون برای شما  
کولاییان ، 
با سلام و با تشکر از توجه شما .
تنکابنی : يكشنبه , 1397/02/23با سلام خدمت استاد ارجمند. همواره مراتب قدردانی خود را از تحلیل های مدرن، مستند و مستدل شما به عرضتان رسانیدم.  
اما با وجود این همه پژوهش از سوی پژوهشگرانی همچون شما و شور و شوق مشهود در میان مخاطبین این پژوهش ها، نمی توانم انفعال و سکوت پژوهشگران و مردمان فرهنگ دوست مازندران را در برابر کاربرد روزافزون هویت جعلی "مازنی" دریابم؟!!  
می گویند: قدیمی ها به اشتباه زبان خود را گلکی geleki می نامیدند!!!!  
سوال بنده از این عزیزان و حتی شما اساتید ارجمند این است؛ مگر هویت مردم خراسان، خراسی است؟!! مگر هویت مردم بوشهر، بوشی است؟!! مگر هویت مردمان کرمان، کرمی است؟!!  
پس چگونه مردمان مازندران را مازنی نامیده اند! و ما مازندرانیان آن را به کار می بندیم؟!! این همه واگرایی و شاید هم نفرت از هویت آبا و اجدادی از کجا ریشه می گیرد؟!!  
مگر می شود اجدادمان به اشتباه! خود را گلک معرفی نمایند؟!! کدامین کتاب و یا رسانه ضد مازنی! اجدادمان را فریفت تا ایشان خود را مازنی ننامند و خود را گلک بنامند؟!! در کدام کتابی که حداقل تاریخ نشرش قبل از سال 76 باشد از هویت جعلی "مازنی" نامی به میان آمده است؟!!  
نام مازندری را در تاریخ شنیده بودیم اما مازنی دیگر نوبر است!!  
تا آن جا که در تاریخ خوانده ایم، مازیار تبرستانی نیز خود را گیل گیل ها دانسته است. زریوند مازندرانی نیز در ادبیات ایران زمین، زریوند گیلی و سالار گیلی نامیده شده است.  
در این آشفته بازار فرهنگی، هر روز شاهد خلق هویتی جدید هستیم؛ در غرب مازندران هویت ده ساله "گیلماز" را ساخته اند و در شرق و مرکز مازندران هویت 9 ساله "مازنی" را ... و در هر دو مورد سکوت معنا دار نخبگان فرهنگی را شاهدیم.  
در پایان از دوستان عزیزم خواهشمندم ضمن احترام به تاریخ شفاهی اجدادمان، مقالات استاد کولاییان را پیرامون معانی گیلک و تپوری، مطالعه فرمایند، تا دیگران برایمان تاریخ و هویت جعلی نسرایند!!!  
سپاس از شما.  
 
کولاییان ،  
با سلام به شما دوست عزیز ، اختصار برای اسامی در زبان انگلیسی و شاید زبان های عمده دیگر رایج است و این هم مشوق ما نیز شده است . میان نام ها برای مردم شاهدیم مثلاً بتول را بِتی یا اسمعیل را اِسیِ و نظائر آن ها .. البته این کار با کمی دقت همراه هست تا نتیجه زیاد ناخوشایند نباشد . دیگر نکات مورد اشاره شما موضوعاتی است که با شما همدردی می کنم . این ها که گفته اید نشانه عقب ماندگی در پژوهش است ؛ عقب ماندگی ها از فهم و درک گذشته تاریخی که دهه ها لازمست تا ازآن فارغ شویم .  

نام:
ايميل
سايت
نظر :



قبلي   بعدي