وجه تسمیه تبرستان
تپورستان و تپور ریشه در کجا دارد ؟
 چاپ اين صفحه ارسال به دوستان
كد مطلب: 100 -   تعداد بازديد: 295 -  سه شنبه 21 شهريور 1396
درویش علی کولاییان

  معنای واژه  تپور را ، درارتباط با اصطلاحات کهن در زبان مردم باید جُست و قبل از هر چیز  توجه به آئینی باید داشت که در  قرون اولیه قبل از میلاد ، با ورود شالیکاران مهاجر به بخشی از شمال ایران ، جایی که بعدها مازندران نام گرفت، اشاعه پیدا کرد . شاخص ترین مراسم متعلق به آن آئین ، نوعی ریاضت و مشارکت همگانی درایجاد تپه های خاکی  گنبدی شکل بود که گاهی با ابعادی عظیم ساخته می شدند .

   

. در مازندران به ویژه در حوزه تجن  این تپه ها  موسوم  به " دین " بوده  مردم هنوز چنین نامی را برای آن ها  قائلند . دین ، نام تپه های خاکی  گنبدی شکل ساخته انسان که به طور پراکنده در  مازندران و به ویژه اطراف ساری و در مکان های مختلف وجود داشته است اما با ظهور عصر ماشین و به کمک بولدوزر  و لودر ، بسیاریشان  منهدم و به اصطلاح تسطیح شده اند .  

   هنوز توضیح درستی از چگونگی ایجاد این آثار  کهن و باستانی ،از سوی مورخان و باستان شناسان ایرانی در جایی ثبت نشده است . به گمان نگارنده این آثار ، نشانه ها از  تمدن مردمی مهاجر  و بودایی است که یک هزار و اندی سال  ، قبل از ظهور اسلام به شمال ایران آمدند و آغازگر تمدن برنج  در این ناحیه شدند . 

در فرهنگ بودیسم آ ن زمان ها بنا کردن تپه های گنبدی شکل ، بر روی  بقایایی  که مقدس شمرده می شد مرسوم  ، نام آن تپه ها استوپا  stupa  بوده  است.  گفته می شود ده ها هزار  آثار  از این دست همزمان با  رونق  آئین بودا در مناطق بودایی نشین جهان  ، پس از گرویدن آشوکا بزرگترین پادشاه تاریخ هند به این آئین ،  احداث گردید.

ساخت بعضی از آن تپه های گنبدی شکل، نیازمند تلاش هزاران کارگر و  مستلزم ده ها سال متمادی کار  بوده است . مردم مازندران در آن عصر ، با انجام کارهایی نظیر ،  نزد باقی ایرانیان شهره بوده اند و تپه های خاکی ساخته دست شان که  گه گاه با ابعادی عظیم ساخته می شدند به همراه سنت های اجتماعی حول آن تپه ها، شاخص هویت شان در محدوده امپراطوری ایران شد .

باید دید مردمی که آن نوع ریاضت را پذیرا می شدند چه نام و چه عنوانی به  خود اختصاص داده اند  ؟

  ریاضت  آئینی و مشارکت مشتاقانه در آن  ، به سنسکریت taporata    (تپورَتا)   و معنای taporthIya   (تپورتیا ) نیز نزد همان مردم مهیا شدن به قصد ریاضت  بوده است . اگر به وقت ریاضت ، ماه در آسمان  و آسمان مهتابی بود لقب    taporAja (تپوراجا ) به ماه  آسمان داده می شد.  

   همچنین  نکته با اهمیت اینکه سنسکریت taporAzi تپورازِ  ، انباشتن ریاضت ها برروی هم است . در این اصطلاح جزء آخر  (   rAzi رازِ )اشاره به روی هم انباشتن و برپا نمودن تپه  است . سنسکریت   rAzikR رازکِرِ به معنای ساختن تپه و برروی هم انباشتن است و   tapo ( تپو )به معنای ریاضت و کشیدن سختی است . 

مشاهده می شود که تپور جزء آغازین واژه های متعدد با اهمیت در آئین آن مردم ، به ویژه واژه  taporAzi تپورازِ در میان آن واژه ها از همه نمایان تر است  .

بدین ترتیب  پدیداری لفظ   ) taporتپور ) در عصری  اتفاق افتاذه است که سلوکیان و سپس اشکانیان بر منطقه استیلا داشته اند .و آن زمانی بود که یکی دو قرن از ظهور بودا می گذشت .

برپایی استوپا و عبادت آن تپه های گنبدی شکل  ، توسط  نه گروهی خاص از مردم  مثلاً راهبان بودایی ، بلکه از سوی عامه مردم بوده است.

دیگر جنبه های زندگی،  نظیر تجارت و خرید و فروش و بازار که در کنار استوپا (تپه ) جریان داشت باعث میشد تا لفظ تپور شاخص هویت مذهبی و قومی مردمی شود که خود فرقه ای در میان بوداییان بوده ، شاید قبل از مهاجرت به شمال ایران ؛ در عصر اوج  گرفتن آیین بودا  ، آنها به این نام شناخته  میشدند . پیداست  بعد ها به مرور زمان و با اصلاحات پیش آمده  و تضعیف بودیسم که برهمنان و فرقه های دیگر هندو بر آن پای می فشردند  ،آن سنت ها متحول شدند .

در عصر ساسانیان نام تپورستان و بعد از آن ، در دوران اسلامی نام  تبرستان برای بخشی مهم از سواحل جنوبی دریای  مازندران باقی ماند .  


gerd kooh.png

دین تپه - جمنان ،  قائمشهر ( دین معروف به گردکوه  ارتفاع آن به هفتاد متر می رسد  - به نقل از  بخش اول جلد چهارم کتاب " از آستارا تا استار آباد  - دکتر منوچهر ستوده )


منبع :
Cologne Digital Sanskrit Lexicon (from Monier-Williams' 'Sanskrit-English Dictionary 2008  )        

به نقل از کتاب مازندرانی و سنسکریت کلاسیک  چاپ دوم ، تالیف درویش علی کولاییان )  در دست انتشار )

 

نظرات
پارسا جلیلی : پنجشنبه , 1396/07/13باسلام ، نه استاد، منظورم اين است در اسناد تاریخی قوميت مردم مازندران را قوم طبری و زبانشان را هم طبری معرفی ميکنند. طبق گفته شما ، تپور کم کم به هویت قومی مردم اين خطه تبديل شد و نام يک قوم نبوده است.  
کولاییان ، 
نام برای یک قوم ازلی و یا ابدی نیست . ممکن است نرای یک قوم با دلائلی متفاوت ، نام هایی متفاوت نقل قول شود و دلیل نامیدن نیز ممکن است از زبان همان مردم ، مردمی بیرون از آن قوم یا مردمی ذیگر باشد ،یا ممکنست برخاسته از آیینی باشد که به دلیل سابقه به یک قوم نسبت می دهند .
ساتکوه : شنبه , 1396/07/22باسلام ، در ايران به زبان مردم آلمان ، آلمانی ميگوند . انگليسي ها به آن german می گويند . اما خود مردم آلمان به زباني که به آن تکلم می کنند داچ (dutch) ميگوند. آيا می توان اينطور گفت مردم ديگر نقاط ايران به زبان ما ، مازندرانی می گويند اما ما به زبانمان گلکی ميگوييم؟
تنکابنی : شنبه , 1396/07/15با سلام. فرموده اید : سنسکریت taporAzi تپورازِ ، انباشتن! ریاضت ها برروی هم است . در این اصطلاح جزء آخر( rAzi رازِ ) اشاره به روی هم انباشتن! و برپا نمودن تپه است. 
آن چه در این میان برای بنده بسیار درخور توجه می باشد این است که، در گیلکی تنکابنی، واژه کهن "رازه(رازِ)"، به معنای "توشه" می باشد، و توشه چیزی نیست مگر انباشتی! از هر آنچه که به کار آید. اگر چه آن چه پیرامون "توشه" نگاشتم انطباقی کامل با آن چه استاد فرموده است ندارد، اما به نظر بنده روح واژه "رازه" به معنای "توشه" در گیلکی تنکابنی با آنچه که استاد پیرامون معنای "rAzi" فرموده اند، قرابت دارد. با سپاس از جناب استاد.
سید میر : جمعه , 1396/06/24سلام جناب کولاییان خسته نباشید مطلب جالبی بود _در منطقه جویبار هم دین زیاد وجود داره حتی بعد اسلام هم افراد مقدس مثل امامزاده ها رو بالای این دین ها دفن میکردن _شاید بعضی از چاله هایی که وجود داره در اثر خاک برداری برای ساختن همین دین ها باشه روستایی هست به اسم دین چال که احتمالا جایی هست که نردم بر روی منطقه ای که خاک برداری شده روستا رو تشکیل دادن _دین ها به صورت چن تایی هم وجود داره که دیده شده _در اطراف ما به حوالی دین دین بن میگن که معمولا الان مورد کشاورزی و تخریب قرار گرفته متاسفانه_خود لفظ دین شاید همون دیوین باشه یعنی منسوب به دیو ابن اسفندیار موضع قدیم ساری رو لومنی دیوین نام میبره _مشتاقانه منتظر بیان نظراتتون هستم . 
 
کولاییان ، 
با سلام ، در یادداشت بعدی از سن و از شغلتان و از تحصیلاتتان اگر مایل باشید برایم بنویس . توصیه من اینست از ریشه یابی های حدسی یا فقط حدسی دوری کن . بله حدس و خیال همیشه خوب است اما به قول ما مازندرانی ها به شرطی که تیسا نباشد . در مورد معنای دین پرسیدی ،این واژه در همان کتاب به عنوان یک واژه مثل تپور معنای خاص آن آمده است . ضمناً در گذشته ها شاید بعضی ها دوابند ما را با کوتاهی دوبن یا دیوبن بر زبان آورده اند و یا نوشته اند . این مطلب را از نظر دور نداشته باش .موفق باشی  

مهرداد یوسفی : شنبه , 1396/07/22درود به استاد گرامی. همین تیزبینی و توجه ژرف به جزئیات مهمی که از دید دیگران پنهان مانده است، شما را از دیگران متمایز ساخته است. در راستای مطلبی که آورده اید، می خواهم از شما بپرسم که نام روستای «دینِک» در شمال ساری به همین تپه های دست ساخته مازندرانی ها اشاره و ارتباطی دارد؟ البته من از نزدیک این روستا را ندیده ام و با ویژگی های جغرافیایی آن آشنا نیستم و نمی دانم چنین تپه های گنبدی شکل در آن وجود دارد یا نه! با این حال کمی از ریشه یابی این نام بفرمایید. با سپاس از شکیبایی و وقتی که همیشه برای علاقه مندان تاریخ و فرهنگ مازندران می گذارید.  
کولاییان ، 
با سلام ، این محل نزدیک ساری و در چند کیلومتری شمال شهر است . بروید و از نزدیک محل را ببینید . تا چندی پیش در حوالی روستا ی دینک تپه ای به نسبت کوچک یا همان دین کوچک وجود داشته است . احتمال می دهم هنوز هم باقی است .
پارسا جلیلی : چهارشنبه , 1396/07/12باسلام ، مطلب عالی بود استاد ، ولی تمامی اسناد تاريخی بر اين باور نيستند و کار برای اثبات برای ديگران مشکل است. اميدوارم همواره موفق باشيد.  
کولاییان ،  
با درود ، شاید منظورتان را خوب بیان نکرده اید . آیا به قول شما اسناد تاریخی ، معنایی متفاوت برای تپوران گفته اند ؟ اسناد موجود که قابل اتکایند حرفی نگفته اند که نافی یافته های ما باشد . 

سلام : يكشنبه , 1396/08/21بالاخره ما خودمان را قوم گیلک بنامیم یا قوم تپور؟  
با سلام ، نام تپور بر اساس آیینی متروک و باستانی برای نامیدن مردم تپورستان به کار رفته است اما نام گیل و یا گیلک براساس طرز زندگی و شیوه تولید به آنها اطلاق گردید . نام های متفاوت برای یک قوم نباید شما را متعجب کند . مثلاً نام های یونان و گریس و هلن به کشور یونان متعلق است .یونانی ها البته خود شان را هلنی قلمداد می کنند .
عمادالدین : : پنجشنبه , 1396/08/25درود استاد. من اهل گرگانم، از گرگان به سمت کردکوی و حتی تا ساری که میایم در مسیر جاده اصلی در دشتهای هموار که ما اتک میگیم به تپه هایی بر میخوریم که به نظر دست ساز هستن آیا میتوان این تپه هارو به این مساله مربوط دانست؟، البته یکی از این تپه ها که در روستای ما به اسم سعدآباد( سادوا) هست ثبت شده هست و به نظر آثار از دوره هخامنشی هم در آن پیدا شده است  
کولاییان ،  
با ذرود به شما ، دوست عزیز بسیارشان همانند که شما گمان می کنید بعضی دیگر نه .  
به اطلاعات باستانشناسی که از این و آن می شنوید اعتماد نکنید مگر آآن که از سوی منابع معتبر باشد . باستانشناسی شمال ایران ( اقلیم جنگل ) بر خلاف نواحی واقع در فلات ایران که معمولاً باستانشناسان خارجی درگیرشان بوده اند ، سست و بی بنیاد و کم اهمیت به نظر می رسد . برای نمونه دین ها که کهن ترین یادگاذان فرهنگی مردم این دیارند هنوز در فهم باستانشناسان ما جایی باز نکرده اند و هنوز شناسنامه ای فرهنگی حتی برای کلیت یکی از این آثار باستانی ( دین ) تنظیم نکرده اند و مسئولین فرهنگی ما نیز این آثار را بخشی از جاذبه های فرهنگی و جهانگردی استان هنوز شناسایی نکرده اند . موفق باشید .
عمادالدین : پنجشنبه , 1396/08/18سلام استاد بزرگوار، توی استان آذربایجان غربی در شهر اشنویه تپه یی هست به اسم دینخواه وهمچینین در شهر صحنه استان کرمانشاه هم تپه یی به اسم دینور هست، خواستم ببینم آیا اینجا هم دین همان معنی رو داره که شما فرمودید؟  
کولاییان ، 
با سلام ، اگر همانست که ابراز داشته اید شاید که بی ارتباط نباشند . دو نکته را فراموش نکنیم اول این که تمرکز اصلی این قوم بعد از ورود به محدوده امپراطوری سلوکی ایران کرانه های جنوبی دریای مازندران است . شاید گروهی قلیل از همین مردم به دلائلی در سایر نقاط ایران نیز ساکن شده باشند . گفته می شود قبل از سلوکیان و اشکانیان در قشون هخامنشیان که دامنه امپراطوریشان به حدود شبه قاره هند می رسید ( زمان رونق گرفتن آیین بودا ) گروهی از مردم تپور نیز بوده اند و به مهارت در تیر اندازی شهرت داشتند .  
دوم این که تپه هایی که ساخته تپوران باشد مشخصه هایی خاص خود را دارند و ممکنست اطلاق نام دین به بعضی تپه ها صرفاً به دلیل مشابهت و نامیدن نادرست به خاطر شکل متقارن و گنبدی یک تپه طبیعی با شد . موفق باشید . 

سلام : جمعه , 1396/08/26ممنون از پاسخ شما. اما منظورم این بود که در شرایط فعلی برای بارز کردن هویت قومی مان استفاده از نام تپور مناسب تر است یا گِلِک؟  
کولاییان ،  
با سلام ، دوست عزیز نام گیل یا گیلک یا گلک متاحر تر است و برایمان ملموس تر . یادتان نرود که ایرانی بودن اصلی ترین نام برای همه اقوام ایرانی است که در کنار هم بالیده اند و ایران را برای خود ساخته اند .
نام:
ايميل
سايت
نظر :



بعدي