استیصال صادق زیبا کلام
 چاپ اين صفحه ارسال به دوستان
كد مطلب: 113 -   تعداد بازديد: 103 -  سه شنبه 29 مرداد 1398
درویش علی کولاییان



چند روز پیش متوجه شدم که آقای دکتر زیبا کلام بیان استیصال خود می کند و می گوید :  

هیچ کتابی به این سوال پاسخ نداده که آیا ملی شدن نفت بهترین راه حل بود ؟ او چنین اظهار نظر می کند :

« .... محققی که علاقمند به مطالعه این موضوع باشد باید به مطبوعات انگلستان در سال‌ های ۱۹۵۱-۱۹۵۳ میلادی مراجعه  نماید تا موفق شود روایت انگلستان از ماجرا با کشف کند.ما دقیقا نمی‌دانیم آمریکایی‌ها در ماجرای ملی شدن نفت چه کردند؟ این موضع گیری‌ها در مطبوعات سال ۳۰-۳۲ قابل رصد کردن است. برخلاف تصور ما آمریکایی‌ها تلاش کردند تا بحران نفت ایران را حل کنند اما دولت ایران نمی‌پذیرفت. آیا تاکنون درباره درستی تصمیمات مصدق بحث شده است؟ یا تاکنون به این سوال پاسخ داده نشده که آیا تنها راه حل پیش روی ایران ملی کردن نفت بود؟ آیا به جز ملی کردن راه دیگری وجود نداشت؟    » ایرنا   27 مرداد1398

رک و راست در پاسخ به آقای زیبا کلام باید گفت استاد محترم ! ضمانت قیامت بر عهده مرده شور نیست !!  
   احقاق حق مصدق ، متاسفانه، دهه ها  بعد از او ، به دلیل نقش ناشیانه اقتصاد دانان و جامعه شناسانی نظیر دکتر زیبا کلام حالا چنین دست کم گرفته میشود . به راستی دلیل تقصیر چیست ؟
نظائر آقای زیبا کلام در تمامی پنجاه سال اخیر چشم خود را برشفاف نبودن رابطه مالی دولت با مردم ایران بسته اند ، آنها با ادامه  کاربرد یک الگوی کهنه ؛ غیر مالیات شمردن درآمد نقد ،  تکرار می کنیم درآمد نقد و بسیار کلان نفت و گاز  ، کار را به اینجا کشانده اند . نفت و گاز ایران با قدرت ارزشی بسیار متفاوت از زمان مصدق داخل میدان مالیه ایران شده است وعالیجنابان غافلند ثروت نقد و انبوه نفت و گاز ، در نیم قرن اخیر جانشین تقریباَ تمامی مالیات مردم ایران به دولت شده اما خانوار ایرانی از  سهم  خود و میزان این رقم مالیاتی خود به دولت همیشه بی خبر است .
خانوار ایرانی به دلیل در دست نداشتن قبض مالیاتی یا قبض رسید همیشه از سهمی که از میراث خود به دولت می دهد بی خبر است. اشتباه جبران نا پذیر اقتصاد دانان ایرانی و افرادی چون آقای زیباکلام در دهه های اخیر ، نادیدن  یا نادیده انگاشتن این نقصان بوده است . آنها همیشه درآمد نقد  و نقد و هنگفت نفت و گاز را که قابل قیاس با دیگرمنابع ملی ما نیست و به لحاظ ارزشی از مجموعه همه آنها بیشتر است ، یک درآمد غیر مالیاتی برای دولت تصور می کنند . این تصور و این انگاره نادرست نزدشان چون وحی منزل است و همین نگاه ، شفافیت رابطه مالی دولت و مردم را از میان برده است . غافل نباشیم همیشه ناظران اصلی بر امور ، مردمند . هیچگاه فریاد اقتصاددانان و یا نظارت این و آن تشکیلات به تنهایی و اگرنظارت مردمی نباشد و مردم به دلیل نبود شفافیت از آنچه که به دولت می دهند با خبر نباشند ، به جایی نحواهد رسید .
تعبیر نادرست و الگوی کهنه اقتصاددانان و جامعه شناسانی نظیر دکتر زیبا کلام سبب شد تا خانوار ایرانی حتی به تخمین و یا به  تقریب نداند چه مبلغ از میراث آماده ، نقد و هنگفت خود را سالیانه برای اداره امور در اختیار دولت می گذارد ، این ، شفاف نبودن رابطه مالی دولت با مردم است .
بله مردم اگر ندانند به دولت چه مقدار می دهند نخواهند دانست کدام چیز و چه مقدار و یا کدام خواسته یا کدام رفتار را از دولت خود مطالبه کنند . دیده ایم از تئوری سترون موسوم به حکومت رانتی ،  یادگار زنده یاد استاد دکترحسین مهدوی راه حلی بیرون نیامد و بدون شک بیراهه رفتن و آرزومندی بعضی ها در خصوصی سازی ثروت ملی نفت و گاز هم ، منجر به راهی برای حل  دشواری های  بزرگ ما نخواهد شد. نگارنده اطمینان دارد و بار دیگر اعلام می کند : تنها ، مالیات انگاری درآمدهای نفت و گاز ما را از این مرحله خطرناک عبور داده ، مشارکت همه مردم در امور را باعث  می شود و کار دشوار ما  را به پیش خواهد برد  . به امید آن روز  .


نظرات
نام:
ايميل
سايت
نظر :



بعدي