تعجب نکنید !
تیم ملی فوتبال یا اقتصاددانان ؛ کدام بازنده واقعی است ؟!
 چاپ اين صفحه ارسال به دوستان
كد مطلب: 110 -   تعداد بازديد: 174 -  چهارشنبه 10 بهمن 1397
درویش علی کولاییان

مردم از نتیجه بازی اخیر ایران و  ژاپن در جام ملت های آسیا رنجیده اند . این رنجش زودگذر است و قهرمانان فوتبال فرصت آن را دارند که جبران کنند و خوشحالی را باز هم برای فوتبال دوستان ما به ارمغان بیاورند .  کاش برد و باخت اقتصاددانان چون برد و باخت فوتبالیست ها برای ما آشکار می بود و می دیدیم این دسته از کارشناسان ، بازی را بر اثر تسامح بیش از حد خود چگونه باخته اند . 


طی پنجاه سال گذشته این گروه و یا آن گروه از اقتصاددانان در تدارک تعریفی درست از  اقتصاد سیاسی در ایران ، ناموفق بوده اند با این وجود همیشه آن ها منکر سهم موثر خود در ناکامی ها شده اند . فراموش نکنیم باخت اقتصاددانان نتیجه تسامح عده ای معدود از آنان نیست بلکه حاصل تسامح همه  آن هاست ، اگرچه آن ها که کنار گود ایستاده اند از تقصیر تبری می جویند . همه اقتصاددانان ما ، اگر فوتبالی نگاه کنیم  نه  فقط با چند گل اختلاف،  بلکه اگر پنجاه سال  ناکامی را در نظر بیآوریم با اختلاف 50 گل باخته اند  ، اما متاسفانه عالیجنابان ذره ای از باخت خود را به روی مبارک خود تاکنون نیاورده اند .

آن دسته از خوانندگان محترم که با نظرات صاحب این قلم آشنایی دارند شهادت می دهند طی چند دهه اخیر ، همیشه نگاه نگارنده به اقتصاد نفتی ایران بوده و هست . در همه این سال ها او توجه اقتصاد دانان را همیشه به  نکته ای با اهمیت جلب نموده است  و نوشته حاضر نیز در پیوند با همان نکته است . همیشه گفته ایم معیشت دولت در ایران از نیم قرن پیش تا امروزهمیشه و بطور عمده از محل  درآمدهای حاصل از فروش نفت و گاز تامین شده است . دولت ها  با  درآمد حاصل از صدور نفت و گاز به خارج از کشور و فروش آن در داخل ،به حیات خود ادامه داده اند و برای کسب اعتبارات مالی به دلیل دسترسی نامحدودشان به منابع بسیار کلان نفت و گاز ، ظاهراَ، به مالیات چندان متکی نبوده اند.  

در نیم قرن گدشته سهمی بسیار کوچک از کارگران ایرانی ، یعنی آنها ٰکه در شرکت های نفت و گاز شاغلند،  یعنی کمتر از یک درصد کل  نیروی کار کشور ، قریب هشتاد درصد نیاز مالی دولت ها را تامین می کنند و  نتیجه این می شود که حکومت ایران ، به درآمد حاصله از کار 99درصد نیروی کار کشور متکی نیست در واقع  دولت برای کسب اعتبارات مالی  بی نیاز از درآمد حاصله از کار چند ده ملیون کارگر خودی شده است .  وضعی کم نظیر و شاید بی نظیر دولت ایران را به  لحاظ مالی  به استقلال  نسبی از مردم خودرسانده است .  تداوم  چندین و چند ساله این وضع به دلائل علمی فاجعه بار و منجر به بحران سیستمی در رابطه دولت با مردم است (نگاه کنید به مقالات پیشین به همین قلم ) ، اقتصاددانان این نقیصه را نادیده گرفته اگر هم  توجهی به آن دارند جدی نیست . راه درستی  برای حل مشکل پیشنهاد نکرده اند ومشکل در پنجاه سال اخیر همیشه خوشبختی مردم ما را مورد تهدید قرار داده است  . فرضیه دولت رنتییر یا دولت رانتی  که اقتصاددان برجسته ایرانی مرحوم دکتر حسین مهدوی در دهه هفتاد قرن بیستم  ، به هنگام اقامت در فرانسه  و در توصیف وضعیت  اقتصاد نفتی ایران بیان نمود ،  با وجود شهرتی که پیدا نمود ، هنوز به راه حلی منجر نشده است  .

گرچه ناخوشایند است اما اجازه می خواهم عنوان کنم ، اقتصاددانان ما هیچ وقت این جسارت علمی را از خود بروز نداده اند تا با شهامت اعلام کنند ، درآمد حاصله از منابع  استثنایی نفت و گاز در حقیقت  در آمدی مالیاتی است و اعتبارات حاصله از آن ، مالیات مستقیم هر خانوار ایرانی به دولت  است . افسوس که اقتصاد دانان ما به دلیل نوعی جزم اندیشی و هراس موهوم ، از بیان این ضرورت طفره می روند .

اگر اقتصاددانان دست از الگوی کهنه خود بردارند  دولت در ایران موظف به اعلام دریافت نوعی مالیات مستقیم است که از تک تک خانوار ایرانی از محل درآمدهای نفت و گاز همه ساله دریافت می کند  . رسید مالیاتی برای سهم هر خانوار در هر سال ، سبب می شود تا مردم بدانند چه چیز به دولت خود می دهند تا تصور درستی از توقعات خود از حکومت داشته باشند . این تدبیر اگر عملی شود بی آن که  منابع مالی دولت محدود شود بی نیازی مالی دولت از مردم رخت برخواهد بست و روشنی و شفافیت در ارتباط مالی دولت و مردم  به چشم خواهد آمد . چنین تدبیری  به نظارت همگانی مردم منتهی می شود  و اختلاس و سوء استفاده های کلان فرصت بروز پیدا نمی کنند . 

                       ساقی هشیار را گو که درنگی کند  ساغر لبریز او غیرت مستان ربود      

با این توصیف براستی کدام تیم و کدام دسته از مردم به اندازه اقتصاد دانان ما بازی را باخته اند ؟ آیا پروفسور اقتصاد ما جرات آن را دارد که  در کلاس درس ، درآمدهای حاصله از نفت و گاز را به جای آن که در ستون درآمدهای غیرمالیاتی جای دهد آن را در ستون درآمدهای مالیاتی دولت جایگزین کند تا دولت نفتی به  یک دولت پاسخگو  بدل شود ؟ واضح است از این راه  مردم مشارکت خود و عاملیت خود در امور را بیشتر و بیشتر  احساس می کنند . در پایان براستی چه کسی نمی داند نفت و گازملی شده در سرزمین ایران به دلیل حجم فراوان و کم نظیر خود و با وجود سهولت دسترسی به آن ، میراث نقد مردم است ؟ پایان 8/11/97 – ساری

نظرات
نام:
ايميل
سايت
نظر :



قبلي   بعدي