به خود بیاییم !
غفلت اقتصاددانان ما !
 چاپ اين صفحه ارسال به دوستان
كد مطلب: 121 -   تعداد بازديد: 348 -  دوشنبه 23 دي 1398
درویش علی کولاییان

 


مشکل ما ؛ زخم کهنه بر بدنه اقتصاد سیاسی است . به نظر می رسد از شروع درمان، تا آغاز التیام این زخم ، راه ما طولانی است و تصوری غیر از این ، ساده اندیشی است . در این راه نیازمند دقت و تامل بیشتر اقتصاددانان وطنی هستیم ، به ویژه آن ها که اقتصاددان رسمی محسوب می شوند . شوربختانه راه حلی از سوی این دسته از عالمان ما تا کنون ظهور نکرده است . قریب نیم قرن دستگاه های سیاسی کشور در تـله غفلت اقتصاددانانی مثل آقای محسن رنانی دست و پا زده اند . این اقتصاددان که فقط به عنوان مثال ، نامش را آورده ایم و هم دیگران که شبیه اوعمل می کنند ، دائم نشانه های چرکین برآمده از زخم را نشان می دهند و مدام آن را فریاد میزنند اما برای علاج ، راهی نشان نمی دهند و خود در میانه ، حجاب راه حل شده اند .  دلیل  این ادعا را ، به وضوح و اختصار هر چه بیشتر ، با شما در میان می گذارم .                                     
                                                                         

 همه چیز در درجه اول نبود شفافیت  لازم  در رابطه مالی دولت و ملت است ، این که مردم مالیه دولت  و یا حکومت را چگونه ، تا چه مقدار تامین می کنند . اقتصاددان ما ، البته این سوال را پیش پا افتاده می داند و  در پاسخ خواهد گفت این معلوم است که مردم مالیات می دهند . البته در ادامه اگر از او  باز هم سوال شود خواهد گفت بخشی عمده از بودجه دولت و یا حکومت ما با بهره برداری از منابع نفت و گاز تامین می شود .ا اگر از ایشان باز هم پرسیده شود، استاد محترم دومی با آن اولی چه فرق می کند ، با اصرار خواهد گفت اولی مالیات است و دومی غیر مالیات .

برای هر کسی روشن است که پرداخت کنندگان مالیات مستقیم در ایران حسب الظاهر فقط بخشی از مردمند . فقط این بخش از مردم می دانند چه مبلغی به دولت می پردازند ، به واقع  قبض رسید مالیاتی برایشان گویای همین مطلب است.

حال بر سر اصل مطلب برویم و از جناب اقتصاددان بپرسیم آن دومی که مالیات نیست در اصل از جیب چه کسی است؟ اگر کمی منصف باشد میگوید از جیب مردم ! اگر بپرسیم بابت این آیا تمام مردم و یا  تمام خانوار ها قبضی و رسیدی اخذ می کنند ؟ خواهد گفت خیر ، فقط به این دلیل که مالیات نیست . حال  از جناب اقتصاد دان می پرسیم اگر شما  ، همین را هم مالیات مستقیم مردم بدانید و این حق را قائل شوید که هر خانوار از سرانه مبلغ متعلق به خود سالیانه با خبر شود ، کجای کار خراب می شود ؟ بطور معمول او این سوال را بی پاسخ می گذارد . جناب اقتصاددان ما می داند هیج جای کار خراب نمی شود بلکه این سبب میشود دولت ها  پاسخگوی همه مردم  شوند ، تا به سبب آن  نظارت عمومی نیرومند و اصلاحاتی عمیق  و واقعی به دنبال بیاید .  اما افسوس ! کماکان جناب اقتصاددان می گوید حرف مرد یکی است ، از قدیم هر چه که دولت از دل زمین بر می دارد مالیات نیست !! می پرسیم  حتی اگر نفت و گاز  استثنایی ایران باشد؟ سوالی که چندین و چند بار بار از آقای رنانی و همقطارانشان پرسیده ایم اما زحمت پاسخ را هیچکدام به خود نداده اند .

بله استاد محترم جناب رنانی ! شما و استادان شما به مدت پنجاه سال مردم ایران را فقط بر اساس الگوی کهنه خودتان ، قابل یک امر مهم ندانسته اید آن صدور قبض و یا رسیدی سالیانه که مبین سهم هر خانوار از گنجی سرشار و نقد که میراث مردم  است  و هر سال به  خزانه و یا صندوق دولت و حکومت میرود . قبض و رسید ، برای رقمی که به واقع  مالیات مستقیم  و سالیانه همه خانوار ها ی ایرانی است . هموطن گرامی من ، شما آنچه تا کنون برای حل مشکل بزرگ ما انجام داده اید عاری از نو آوری و عاری از تدبیر بوده است . به خود بیاییم !

 

نظرات
نام:
ايميل
سايت
نظر :



قبلي   بعدي