مردم اگر بدانند حل المسائلند !
 چاپ اين صفحه ارسال به دوستان
كد مطلب: 120 -   تعداد بازديد: 246 -  جمعه 20 دي 1398
درویش علی کولاییان

 

  آقای عباس عبدی در گفتگویی  با تجارت فردا تحت عنوان " نا کارآمدی ها مسری است " ابراز عقیده می کنند  و می گویند یکی از مهم ترین مشکلاتی که در ایران وجود دارد ، نامتعین و نا مناسب بودن قدرت است . بهتر است مستقیم به سر اصل مطلب برویم و از ایشان بپرسیم، آیا قدرت از آن مردم و برآمده از مردم نیست ؟  آیا حکومت ها آن چه که به خرج می دهند با تکیه بر قدرتی نیست که از جانب مردم محقق میشود ؟  قدرت مردم  چگونه و ازکدام طریق به دولت و صاحبان قدرت می رسد ؟ متاسفانه  برای روشنفکران ما در ایران قدرت مردم  فقط در صندوق رای خلاصه می شود و این خطا نابخشودنی است . قدرت اصلی مردم که به دولت هدیه می شود قدرت مالیه است . آنچه به صندوق دولت می رود همان اصل قدرت است  که از مردم به دولت می رسد . می پرسیم آیا مردم  ایران از کمیت و اهمیت همه مالیه ای که به دولت اعطا می کنند با خبرند  ؟  آیا آنها می دانند چه به دولت می دهند تا مطالبه ای متناسب با آن از دولت داشته باشند ؟ آیا عمده مالیه ای که مردم به دولت اعطا می کنند همین است که امروز مالیاتش می دانند ؟  به طور قطع پاسخ  به همه این سوالات منفی است

در نیم قرن اخیر ،  اقتصاد سیاسی ایران را  ، ارقام نجومی متعلق به درآمدهای نفت و گاز  ، وضع و حالی متفاوت بخشیده است .  ارقام نجومی  که به آن اشاره شد همه ساله پیش چشم اعضای مجلس  و دولتیان و کارشناسان اقتصاد رژه می روند .شاید  این جمع از هموطنان ،  از همه آن ارقام  تعبیری مفید و مناسب داشته باشند اما به طور حتم برای کارگر ،  کشاورز و مردم عادی این ارقام حامل پیامی روشن نیست . آنچه  که آن ها در می یابند و برای آنها مفید جلوه می کند  رقمی سرانه  است  ؛ متناسب با تعداد  اعضای خانوار ،  به نحوی که  همه ساله  ، هر خانوار  ایرانی از سهم خود از درآمدهای  نقد نفت و گاز که به دولت عطیه می شود  به گونه ای رسمی با خبر شوند  .

بدون شک در حال حاضر خانوار های ایرانی از سرانه  خود بی خبرند و برآوردی از استخراجات منابع ملی شده نفت و گاز ندارند لذا قدرتی متعلق به آنان که از نگاهشان پوشیده مانده است ، ممکنست دستاورد قدرتمندان بی مسئولیت شود . الگوی کهنه اقتصاددانان ما ، طی نیم قرن اخیر مردم را از نفت و گاز ملی شده بدون اطلاع  باقی گذاشت. صاحبان  اصلی قدرت یعنی توده مردم در ابعاد اصلی  ، از چند و چون رابطه مالی شان با دولت بی خبرند ، چرا که اقتصاددانان ما هنوز هم ، درآمدهای نقد و تقریباً آماده نفت و گاز ایران را برای دولت  ، درآمدی غیر مالیاتی می دانند  . آنها به این گمان نادرست خود  کما کان اصرار می ورزند .

طی نیم قرن اخیر اقتصاد سیاسی کشور دستخوش یک تحول تاریخی  شده است . این تحول تاریخی همانطور که بیان شد در سایه فوران درآمدهای حاصل از منابع ملی نفت و گاز کشور حاصل شد؛ درآمدی  است که به نسبت  سایر درآمد ها  بسیار آماده  تر ، نقد تر و بسیار کلان تر است . بهای استخراجات از منابع  ملی شده نفت و گاز  ، قانوناً به مردم تعلق دارد . در وضعیت امروز ، مطابق قانون ، همه ساله  این درآمد به صندوق دولت می رود بی آن که مردم از رقمی که معرف سهم شان است با خبر شوند  . به عبارت دیگر مردم ، بخش بسیارعمده پرداخت هایشان به دولت را نمی دانند  تا برایشان روشن شود کدام چیز  یا کدام اندازه را از دولت مطالبه کنند . ریشه این نقصان در  طرز نگاه اقتصاددانان  ما است .

اقتصاددانان رسمی ما  به جهاتی عاری از نوآوری و تدبیر عمل کرده اند پس از گذشت نیم قرن هنوز هم مطابق الگویی کهنه درآمدهای نقد و هنگفت نفت و گاز را درآمدی غیر مالیاتی  برای دولت می انگارند و اینگونه نیز در مدرسه و دانشگاه آن را تدریس می کنند و غافلند اگر این درآمد عظیم در کنار دیگر آیتم های مالیات ، مالیاتی مستقیم محسوب می شد و مردم از آن با خبر می شدند  ، اوضاع کشور در نیم قرن اخیر طوردیگری رقم می خورد .

آقای عباس عبدی در گفت و گوی اخیر خود می فرمایند باید ماند و منتظر بود تا چشمه خشکیده در آمدهای نفتی دوباره فوران کند و در سایه آن وضعیت تصمیماتی  تازه اتخاذ نمود ، تصمیماتی که  البته از چند و چون آن  ، آقای عبدی  چیزی را عنوان نمی کند . شاید ایشان  از خاطر برده اند همین امروز هم روزانه معادل یکصد و بیست ملیون دلار از سهم مردم به صندوق دولت سرازیر است و آن را به مصارف داخلی نفت و گاز منتسب می کنند.   مهم  برملا نمودن هر چه زودتر این نقیصه است که  مردم  از سرانه پرداختی به دولت خود آگاه شوند   متاسفانه  اقتصاددانان ما هنوز هم  خود را غافل از  چنین ضرورتی نشان می دهند  .

مرحوم استاد حسین مهدوی  که روزگاری دولت نفتی را دولتی رانتی نام گذاشت ،  کاش  به جای آن آرزو می کرد درآمد های حاصل از نفت و گاز  ، چون یک آیتم مالیاتی ،  پرداختی از سوی مردم شناخته شود ، دولت را  کاش مکلف می دانست تا به هر خانوار ایرانی  ، جداگانه قبض رسیدی  همه ساله ابلاغ کند . این راهی بود که دولت ها به پاسخگویی وادار  می شدند و  ملیون ها ناظر بی مزد و مواجب ، جریان مالیه عظیم نفت و گاز کشور را زیر نظر می داشتند  .  بر اساس این تدبیر ،  اصلاحاتی حیاتی به ثمر می رسید و به طور قطع  از تعداد اختلاس ها و نا کارآمدی ها در کشور  به نحوی بسیار موثر کاسته می شد .  در پایان نکته ای را بی پرده مطرح می کنم و آن اینست که بدون اراده و بدون آگاهی مردم  ، هیچ مساله ای حل نمی شود . مردم اگر ندانند مساله می شوند و اگر بدانند حل المسائلند . 20/10/98 ساری

 

نظرات
نام:
ايميل
سايت
نظر :



قبلي   بعدي