نقد به پنداری نادرست
باز هم پاسخی به دکتر موسی غنی نژاد
درویش علی کولاییان   
در نقد بیگانه گریزی آقای دکتر مصدق ، دکتر غنی نژاد بیش از حد به راه خود می رود و بهتر است اندیشه کند تا برایش معلوم شود بیگانگان  (انگلستان ، آمریکا و روسیه ) در جنگ جهانی اول و به دنبال آن در جنگ جهانی دوم در ایران، چه کردند و چه باقی گذاشتند . در هر دو جنگ جهانی بی طرف مانده بودیم با این وجود با ما چه کردند ؟ دانش آموز دبیرستانی هم  پی خواهد برد که با تاروپود زندگی اجتماعی و سیاسی ما ، این کشورها به ویژه  از میان آن ها کشور انگلستان تا چه اندازه پیچید.  کدام کشور در جهان مشکلی مثل مشکل ما را به دوش کشید؟  آنها  ایستاده آن سوی جوی و ما  ایستاده این سوی جوی  نبودیم !! آن ها به مدت طولانی درون خانه و در میان ما بودند . مقطع  شروع جنگ جهانی اول تا سر انجام جنگ جهانی دوم  ، دورانی است که  دکتر مصدق به آن زمان و آن سال ها متعلق است . آقای غنی نژاد در سپیده دمی آرام متولد شد ، گویی هیچ تصور از طوفانی که شب پیش از تولدش همه جا را در نوردید ، نمی تواند داشته باشد . خدا کند نیاز نباشد طوفانی تازه را او به چشم ببینند تا حقیقت را دریابد !!


ادامه مطلب
احقاق حقی معنوی که افتخار آمیز است !
شمال ایران خاستگاه کلیله و دمنه !
درویش علی کولاییان   

از کتاب های مشهور جهان کلیله است . شهرت بین المللی هیچ کدام از آثار فرهنگی مربوط به ایران به این کتاب نمی رسد . این کتاب در ردیف بزرگترین آثار فرهنگی جهان محسوب می شود  و میلیون ها نفر با نام ایران  ، اول بار ،  با خواندن کلیله آشنا می شوند . می گویند این کتاب به صدها زبان برگردانده شده است1 باید با افتخار اعلام نماییم ، حقوق معنوی مربوط به این اثر در قدم اول به مازندران و به کهن سرزمین ما ایران تعلق دارد ، گر چه بی دقتی ها و سهل انگاری ها ، سبب شد به اشتباه ، خاستگاه کلیله به جای مازندران  و شمال ایران ، شبه قاره هند و کشورهندوستان معرفی شود . این اشتباه بزرگ از کجا سرچشمه می گیرد ؟

 
ادامه مطلب
کج فهمی های آقای موسی غنی نژاد
موسی غنی‌نژاد: تخریب اقتصاد به زبان ساده
درویش علی کولاییان   

جناب دکتر غنی نژاد هنوز در نمی یابد اقتصاد دولتی در ایران از کجا مایه می گیرد . او دولتی شدن اقتصاد در ایران را ثمره چپ خویی حاکمان تحت تاثیر روشنفکران چپ می بیند . با وجودی که در مصاحبه اش دوران حکومت رضا شاه را دوران دخالت دولت در اقتصاد ایران می داند باز هم ادعای نادرست خودش را دنبال می کند  و اصرار دارد که بگوید چپ مزاجی روشنفکران ما اقتصاد دولتی را روی دست ما گذاشت . او در مورد عصر رضا شاه فراموش می کند که نشانه بارز دخالت  دولت در اقتصاد خرج قشون و ارتش رضا شاه  است که از  درآِمد نفت تامین می شد . بله قدرت نظامی رضا شاه از پول نفت آب می خورد . بعد از رضا شاه و بعد از ملی شدن نفت و بعد از مصدق هم تغذیه مالی حکومت در ایران به ویژه  در پنجاه سال اخیر  به شکل عمده از درآمد نفت ایران صورت گرفته است .

ادامه مطلب
تعریضی به مقاله مصطفی نصر اصفهانی : فاج فکتوری که بزرگ شد
خاک اگر بر سر بریزی ، زلف هم خاکی شود !!
درویش علی کولاییان   

مکاشفات دوستان اقتصاددان ما به فاج فکتور (Fudge Factor)  هم کشیده شد .  ریشه‌یابی گسترش فساد در جمهوری اسلامی آن ها را به شگفت گویی کشانده است  . خود غافل اند که همه این گرفتاری از  الگوی کهنه شان آب می خورد  . صد ها و صد ها  میلیارد دلار  مالیه حاصل از نفت و گاز متعلق به مردم ،  طی نیم قرن اخیر  که نقد و بسیار هنگفت  بوده است ، تحت فتوای این عالیجنابان ، درآمد غیر مالیاتی برای دولت معرفی شد و هنوز هم می شود . با چنین فتوایی که اقتصاددانان  ما مفتی آن می شوند ، مردم از همه آنچه  که  از  میراث نقد و گرانبهای خود به دولت  و حکومت می دهند بی خبر گذاشته می شوند . اگر دادن این مالیه هنگفت چون آیتم های مالیاتی دیگر ، بخشی از مالیات مردم شناخته می شد ، مردم مانند دیگر آیتم های مالیاتی  قبض و رسیدی برای آن در یافت می نمودند ، از سهم خود و پرداخت سهم خود و از مقدار و میزان آن ، همه ساله  با خبر می شدند و سر پرستان خانوار ها در ایران قهراً  ناظر مالی بی مزد و مواجب می شدند و نظارت عمومی نیرومندی در این میان خلق می شد که قویاً  با فساد و اختلاس مقابله می کرد و مانند هر پروژه بزرگ ملی در جریان هزینه ، نقش مهم نظارت از سوی جمعیت ده ها میلیونی مردم  جریان می یافت .  اما  افسوس ، شاهدیم با فتوای نادرست اقتصاددانان و جزم اندیشی شان ، درآمدهای نقد و بسیار هنگفت  نفت و گاز  ملی شده  ایران ، کماکان و طبق الگوی کهنه اقتصاددانان ایرانی غیر مالیات محسوب  می شود و با فتوای زهر آلود شان طی تمامی  نیم قرن اخیر این اتفاق ادامه دارد . حالا ، طلبکار ایشانند و یکی از همین عالیجنابان امروز  فاج فکتور را  برایمان علم می کند !! فاعتبروا یا اولی الابصار !

ادامه مطلب
حرف درست و حسابی اما الگویی کهنه !
علی‌اکبر عرب‌مازار: مردم زمانی سالارِ دولت‌اند که خرجش را بدهند
درویش علی کولاییان   

به گفته رئیس پیشین سازمان امور مالیاتی  « مردم زمانی سالارِ دولت می‌شوند که خرج دولت را می‌دهند. در چنین سیستمی دولت به منابع مردم وابسته است و در برابر آنها پاسخگو است. اما در ایران چه؟ عرب‌مازار می‌گوید نیم‌قرن است اقتصاد ما به نفت متکی است و همین سبب شده که دولت گمان کند به مردم نیازی ندارد و مردم گمان کنند مالیاتی که می‌دهند پول زور است. پس مردم راه خود را می‌روند و دولت راه خود را. حتی همین نگاه قبل از انقلاب سبب شد شاه بگوید هرکه ناراضی است برود. چرا رئیس یک حکومت به چنین فکری می‌رسد؟ چون تصور می‌کند پول نفت متعلق به خودش است و نه‌تنها از مردم پول نمی‌گیرد بلکه هزینه مردم را هم می‌دهد  . » این ها که آورده شد بخشی از مطلبی است که از سوی  یک اقتصاددان ،  استاد دانشگاه شهید بهشتی ،  در تجارت فردا منتشر و در سایت دارایان منعکس شده است . اما متاسفانه ایشان نیز با  وجود حرف درست و حسابیشان ، چون دیگر همقطاران یعنی همه اقتصاددانان امروز ایران در نگاه به درآمدهای نفت و گاز جزم اندیشی می کنند و بر اساس الگویی کهنه ، درآمدهای حاصل از نفت و گاز ایران را درآمد غیر مالیاتی برای دولت تصور می کنند  و اینگونه تعریف و در مدرسه  ها نیز تعلیم می دهند . آنها با این گمان ویرانگر ، به مدت پنجاه سال مانع  شده اند تا به تدبیری نو ، درآمد نقد و هنگفت واستثنایی حاصله از منابع نفت و گاز ایران یک آیتم مالیاتی مردم ایران به دولت و حکومت شناخته شود . متاسفانه جزم اندیشی شان مانع آن شده است  تا با رسیدی سالیانه که هر مودی مالیاتی مشابه آن را دریافت می کند ، خانوار ایرانی هم بتواند رسید متعلق به خود را  هر سال دریافت نماید و  از این راه  همراه با شفافیت ، از عمده مساعدت و مشارکت مالی که به دولت و با  حکومت  هر سال از میراث نقد نفت و گاز خود می کند با خبر  شود و ارزیابی درستی از مطالباتش از دولت و حکومت داشته باشد . والسلام  .    
ادامه مطلب
کوچه علی چپ آقای غنی نژاد !!
موسی غنی‌نژاد: ایدئولوژی وارداتی دست و پای اقتصاد را بسته است
درویش علی کولاییان   

گفت‌وگو با موسی غنی‌نژاد درباره ریشه‌های جا ماندن اقتصاد ایران از رقبای منطقه‌ای و جهانی در دارایان داشته های  اقتصاد ایران به نقل از تجارت فردا  شنبه, 10 اسفند 1398 ساعت 17:33:

 موسی غنی‌نژاد در تحلیل دلایل جا ماندن اقتصاد ایران از رقبای منطقه‌ای و جهانی بر یک مشکل مبنایی تاکید می‌کند :  «مشکل ما نه مشکل مدیریت است، نه مشکل اقتصاد و نه حتی مشکل سیاست به معنای کلی کلمه؛ مشکل ما ایدئولوژی است. ما گرفتار نوعی ایدئولوژی شده‌ایم که دست و پای مملکت را برای هرگونه پیشرفت بسته است.» این اقتصاددان البته تاکید می‌کند که ایدئولوژی مورد اشاره هیچ ربطی به مذهب و اعتقادات اسلامی ندارد «و بیشتر شبیه به نوعی ایدئولوژی کمونیستی است». عبارتی که نقل شد خلاصه اظهارات موسی غنی نژاد و به همین شکل نیز در گزارش آمده است . علاقمندان می توانند مفصل گزارش را در منبعی که نام آن را آورده ایم مشاهده فرمایند .

جناب غنی نژاد معتقدند مشکل ایران ایدئولوژِی وارداتی است . از ایشان می پرسیم  این واردات  که شما می گویید از کجاست ؟  در صف دیگر کشور های جهان ، چرا یکی مثل ما پیدا نمی شود ؟ نشان خواهیم داد که فرمایشات ایشان مصداق انداختن گناه به گردن دیگری است .   

 

ادامه مطلب
در سوگ اصلاح طلبی
مهمترین اصلاحی که هرگز طلب نشد !
درویش علی کولاییان   

حمایت مردم تکیه گاه  اصلی اصلاح طلبی است و اصلاح طلبان در جلب حمایت مردم نا موفق بوده اند .  این  فعالین سیاسی یعنی اصلاح طلبان ، گناه را به گردن رقیبان می اندازند ، رقیبانی که به اصول گرایان  موسوم شده اند . آیا واقعیت همین  است ؟ نظاره گر میدان مردمند و حرف حساب را مردم اگر بشنوند به آسانی از آن نخواهند گذشت .  معمولاً حرف حسابی که بخش قابل توجهی از مردم آن را درست بدانند و بخش قابل توجه دیگر آن را نادرست بیانگارند  ، پیش برد آن کاری مشکل است . اصلاح طلبان حرف حسابی که می توانست پشتیبانی همه مردم را به خود جلب کند متاسفانه با غفلتی نا بخشودنی ، کنار گذاشته اند .  به راستی این حرف حساب چه می توانست باشد  یا بهتر بگوییم  ، چه می تواند باشد ؟ به خاطر بدعتی که این حرف حساب با خود دارد شاید محافظه کاران  افراطی آن را بر نتابند  ، رویا رویی با بدعتی ویرانگر که طی نیم قرن اخیر با آن دست به گریبانیم بدعتی  دیگر را که راه حل ما ا ست ، ضروری می سازد . اصلاح طلبان به ماجرایی معیوب که در زندگی امروز ایرانیان نقش بازی می کند ، تا امروز هم  بی اعتنا باقی مانده اند  .

بدعت ویرانگر کدام است ؟

ادامه مطلب
حرف مرد یکی است !!
محمدعلی همایون کاتوزیان: ایران جامعه کوتاه مدت‼️
درویش علی کولاییان   

آقای کاتوزیان سال ها و سال هاست که ایران را بدون دلیل از کشور های شرقی و آسیایی کاملاً استثنا می کنند . اصطلاحی که ایشان باب کرده عده ای را  به بیراهه کشانده است .

همایون کاتوزیان چشم های خودش را به قحطی های دوره ای در تاریخ ایران بسته است . همان قحطی ها  و خشکسالی  ها که می آمد و می رفت و  هر بار با آمدنش همه چیز حتی قوانین نیم بند را  که پا می گرفت با خود می برد و در منطقه ای وسیع  از امپراطوری همه چیز از نو و  فقط با دخالت حکومت های نیمه جان در مرکز پا می گرفت و به دنبال آن  اشرافیت و مالکیت در همان منطقه ، دوباره به دسته و گروهی تازه تعلق می گرفت .(( نگاه کنید به جامعه قحطی و جامعه شناسی قحطی ( نگاه به عاملی بازدارنده در تکامل اجتماعی شرق ). منبع  : اطلاعات سیاسی اقتصادی خرداد و تیر 1383))

حال در این روزگار که تکنولوژی و  وجود منابع سرشار نفت  ، کشور را به دوره ای دیگر کشانده  ، استثنای فراوانی و در دسترس بودن نفت و گاز ، سرنوشت ما مردم ایران را به گونه ای دیگر رقم زده ، مشاهده می کنیم تعبیر نادرست اقتصاددانان ما از درآمد های کلان و هنگفت نفت و گاز در نیم قرن اخیر که مثل گذشته  و براساس الگویی کهنه ،کماکان این میراث نقد را درآمدی غیر مالیاتی برای حکومت و دولت به حساب می آورند و اینگونه نیز آن را قرائت می کنند به همراه نوسانات در میزان درآمدهای نفت و گاز ، همه عواملی شده اند که دولت و حکومت و جامعه ما  را طی نیم قرن اخیر، آشکارا متزلزل نگهداشته است  . متاسفانه دکتر کاتوزیان مثل دیگر عالمان اقتصادی ما متوجه این مشکل تازه  و راه حل آن نمی شود و با منطق خاص خود بی درنگ مصیبت را با سابقه و فرهنگ گذشته ایران که جامعه قحطی بوده است پیوند می زند و اینگونه گمان می کند و اصطلاحات کذایی خودش را به کار می برد . عده زیادی با شنیدن حرف های این مرد محترم ،  در  یافتن راه حل و چاره جویی  برای کشور هر روز  و هر روز مایوس و مایوس تر می شوند. مطلبی که در زیر آمده  گفت و گویی است با دکتر کاتوزیان به نقل از سایت موسوم به دارایان - داشته های اقتصاد ایران :
ادامه مطلب
با قافیه و بی قافیه ! !
محسن رنانی: سه منبع رانت اقتصاد ایران !
درویش علی کولاییان   



 
طی نیم قرن اخیر ، تکیه به الگوی کهنه اقتصاد دانان ما ، نا هنجاری غریبی را در اقتصاد سیاسی کشور پدید آورد . این فقط به نسل حاضر اقتصاددانان که آقای رنانی از میان آنانست مربوط نمیشود بلکه نسل قبلی نیز ، همین را ه  را رفته ، اشتباهی ویرانگر مرتکب شده اند . اشکال متوجه فقط چپ یا راست و یا میانه اقتصاددانان ما نیست بلکه این اشتباه ، به اصطلاح معروف مخرج مشترک همه اقتصاددانان مطرح کشور است . تمنای من از خواننده محترم اینجا عنایت به قصه ای پر غصه است .
توضیح : این مطلب ذیل مقاله  آقای محسن رنانی و در جایگاه اظهار نظر -  در سایت  دارایان داشته های اقتصاد ایران درج شده است .                                                                                                                                    



 
ْ 

ادامه مطلب
بایدها و نباید های یک اقتصاددان
بی خبری نامبارک است !
درویش علی کولاییان   



اگر به اظهارات دکتر فرشاد مومنی توجه کنیم باید ها و نباید ها از سوی ایشان  فقط متوجه دولتیان و مجلسیان و گاهی هم متوجه بعضی همکاران محترم ایشانست . محور ضرورت ها که ایشان مطرح می کنند متوجه مالیه عظیمی است که منابع  عمده تامین آن ،  نفت و گاز کشورست . حتی امروز که تولید نفت کشور ( و نه صادرات نفت ) ، به نصف رسیده  ، نفت و گاز هنوز هم مانند نیم قرن گذشته ،منبع  اصلی تامین مالیه برای دولت و حکومت باقی مانده است .  آقای مومنی و دیگرانی که مثل ایشان فکر می کنند  این گمان  را دارند که رهنمودهایشان ، دست اندر کاران و مجلسیان را در  هزینه کرد ها و تخصیص اعتبارات منضبط  تر می کند و به راه درست  تر می برد . اما اشتباه ایشان ، به حساب نیاوردن عاملی نیرومند و پشتیبان ، موسوم به نظارت عمومی  یا نظارت مردمی است .ا







ادامه مطلب