تهمورث دیوبند
آرش کمانگیر شاهنامه همان تهمورث است !
درویش علی کولاییان   
بعضی پژوهشگران اسطوره در ایران  به جای روشنایی انداختن به تاریخ ایران ، اسطوره بافی می کنند !! گویی دوست دارند همیشه در ابهامات و توهمات ، خود را و مخاطبان خود را باقی بگذارند  . عجیب است اسطوره های بسیار کهن یونانیان از زبان هومر منشا درک و فهم  گذشته های دور اروپاییان می شود اما متن گرانقدر شاهنامه که فردوسی خود هیچ زمان آن ها را اسطوره نشمرد ، برای قلم به دستان تاریخ ما اسطوره و افسانه می شود . گویی که کمتر کسی لازم می داند آن  به اصطلاح اسطوره ها را در جایگاه تاریخی شان شناسایی کند . بله این کار به کوششی علمی نیاز دارد و پراکنده کاری هم به جایی نمی رسد . شاهدیم زحمتی کشیده شد و  کتابی پیرامون نام آرش نوشته شد  . به گزارشخبرگزاری کتاب ایران (ایبنا ) ، کتاب «آرش کمانگیر» با زیر عنوان " جای خالی داستان آرش در شاهنامه " نوشته ساقی گازرانی با ترجمه سیما سلطانی از سوی نشر مرکز منتشر شد. نویسنده در این کتاب می‌کوشد به این پرسش پاسخ دهد  که چرا  داستان کمانگیری آرش در شاهنامه نیست؟ . 
ادامه مطلب
جالب توجه علاقمندان به تاریخ !
از نسخه سریانی کلیله و دمنه تا مقدمه تاریخ ابن اسفندیار !
درویش علی کولاییان   

مطلبی که ارائه میشود در شکل کامل خود سخنی مفصل و طولانی است و در آینده منتشر خواهد شد اما اکنون سعی میشود کوتاه ،  نکته ای در خور توجه را  به خوانندگان تقدیم نمایم   .

ادامه مطلب

این چشم بندی !
درویش علی کولاییان   


اگر چشم بندی نیست پس چیست ؟ وقتی که رابطه مالی دولت و مردم مد نظر است به ویژه آنجا که مداخل ( یعنی تغذیه مالی حکومت توسط مردم )مطرح است و نه مخارج (یعنی هزینه ها توسط دولت یا حکومت ) ، صحنه به راستی تا چه اندازه شفاف است ؟   آنجا که دهش مردم به دولت و حکومت مطرح میشود موضوع  تا چه اندازه شفاف است ؟ آیا مردم می دانند مالیه پرداختی شان به دولت مثلاً از سوی خانواری معین در سالی معین ، کدام حد و کدام اندازه است ؟ کدام اقتصاددان ایرانی  را سراغ دارید به این پرسش پاسخ دهد ؟
ادامه مطلب
کدام ویرانگر بود !؟
آرمان دکترشریعتی یا غفلت اقتصاددان ایرانی ؟
درویش علی کولاییان   

 

موسی غنی نژاد در مقاله اخیر خود در تجارت فردا ،برای آشکار نمودن ماجرای دکتر شریعتی پر بیراه نرفته است اما  از بیراهه رفتن پیشکسوتان اقتصاددان خود و بیراهه ای که اوخود امروز در آن گام بر می دارد بی خبر است و آشکارا از آن غفلت می ورزد  .

ادامه مطلب
در پاسخ مقاله" نسخه برای یک اقتصاد بیمار "
نسخه برای یک اقتصاددان نابیدار ! !
درویش علی کولاییان   


خدا می داند تا کی در انتظار باید ماند تا اقتصاددان ما دریابد سرچشمه مصائب اقتصاد ایران  ، تعریف نادرست از درآمدهای نفت و گاز کشور است . فقط طبق عادتی مانده از گذشته ، اقتصاددان ما  نفت و گاز را درآمد غیر مالیاتی دولت و حکومت در ایران می شناساند .  اوغافل است طی نیم قرن گذشته و حتی امروز که صادرات نفت به دلیل دشمنی آمریکا متوقف شده ، درآمدهای حاصل از نفت و گاز ، برای دولت ، به دلیل شرایط استثنایی طبیعت ایران، متفاوت با دیگر منابع زیرزمینی مثل مس و آهن و طلا و نقره و غیره هست و میراثی  نقد و  بسیار کلان محسوب می شود . درآمد نقد حاصله از میراث نفت و گاز ، هر سال براساس قوانین موجود به خزانه و یا  به صندوق دولت سرازیر می شود . نیم قرن است که مثل همین امروز ، جای مالیات مردم را بطور عمده  درآمد حاصله از نفت و گاز اشغال کرده است . اما اقتصاددان ما  هنوز به این درآمد که طی دهه ها به صورتی بسیار هنگفت ظهور کرده جای  بخشی مهم از مالیات مردم را پر کرده است ، به چشم درآمد غیر مالیاتی نگاه می کند  . تا کنون او درک نکرده است که این مالیه عظیم  ، مالیات مردم است  . اول بدین خاطر که  از محل میراث نقد مردم است و رسماً و قانوناً از منابع ملی  ، تقریباً  به گونه ای  نقد حاصل می شود و متعلق به مردم است . دوم بدین دلیل که دولت آن را به اجبار می ستاند تا در امور کشور هزینه کند . هر دو مولفه ، مطابق تعریف جهانی مالیات ، ماهیت مالیاتی برای درآمد های حاصله از نفت و گاز ما را به اثبات می رساند اما  ، اقتصاددان ما آشکارا از این حقیقت روی بر می گرداند ،  قائل نیست که  این یک رقم بسیار مهم مالیاتی است .این رقم طی نیم قرن گذشته هر سال از سوی خانوار ایرانی  به دولت پرداخت می شود اما  ، پرداخت کنندگان این مالیه ، از میزان و از مقدار پرداخت خود همیشه بی خبر نگاه داشته می شوند . چرا ؟ فقط بدین خاطر که اقتصاددان ما آیتم مورد بحث را  یک درآمد غیر مالیاتی برای دولت می شناساند . او در واقع  حقی برای مردم قائل نیست  عجیب اینست که هیچ عامل اجبار از سوی دستگاه های سیاسی کشور نیز او را وادار به چنین برداشتی نکرده است بلکه  فقط جزم اندیشی  ، اقتصاد دان ما را به این درجا زدن وا داشته است .
ادامه مطلب
فخر گمشده
سخن اندر باب " کلیله "اثر افتخار آمیز مردم شمال ایران
م.پ. جکتاجی(دوماهنامه گیله وا شماره پیاپی 160 )   

«کلیله و دمنه» عنوان یکی از قدیمی ترین و معروف ترین کتاب های ادبی ایران و جهان است. مشحون از قصه های لطیف و پند آموز است که از زبان حیوانات نقل شده و درس  زندگی و اخلاق و حکمت و سیاست می دهد. این کتاب به بسیاری از زبان های مهم و زنده دنیا ترجمه شده و اقتباس های زیادی هم از آن صورت گرفته است.

 می گویند «برزویه» طبیب دربار انوشیروان آن را از هندوستان به ایران آورده و به امر شاه ساسانی از سانسکریت به فارسی میانه (پهلوی) ترجمه کرده است و البته مقدمه و  شاید چند قصه ای هم بر آن افزوده است. متجاوز از دو قرن پس از ترجمه پهلوی، ابن مقفع دانشمند شهیر ایرانی و کاتب دربار عباسیان (کشته شده به دستور خلیفه منصور  به سال 142 .ق) آن را از پهلوی به عربی فصیح برگردانده است. این ترجمه عربی بعدها مبنای ترجمه های بسیاری به زبان های دیگر شده است از جمله توسط ابوالفضل بلعمی وزیر دانشمند عصر سامانیان که به سفارش امیر احمد سامانی از عربی به نثر دری ترجمه شد و این ترجمه فارسی مأخذ و مرجع فردوسی در شاهنامه قرار گرفت و در واقع از قول شاهنامه بود که انتساب کتاب کلیله به جایی به نام هندوستان عمومیت یافت.

ادامه مطلب

چرا اقتصاددانان رسمی کشور را مقصر می دانم !
درویش علی کولاییان   



پرسشی سال ها از سوی اقتصاددانان رسمی کشور بی پاسخ مانده است . سوال اینست : عالیجنابان !  شما چرا درآمدهای نفت و گاز ملی شده ایران را که طی نیم قرن اخیر همیشه نقد بود و هنگفت ، به عنوان بخشی از مالیات مردم نمی شناسید ؟ چرا به رسمیت شناختن این مالیه عظیم به عنوان بخشی از مالیات مردم برایتان غیر ممکن است ؟  شما امروزهم مثل همیشه ، مالیه ای عظیم متعلق به مردم را که بخش اصلی درآمد های دولت و حکومت در ایران است ،  چه در کلاس درس و چه در عمل ، درآمدی غیر مالیاتی قلمداد می کنید  . چرا ؟ قدری اندیشه کنید تا از قید و بند یک عادت زیانبار و فاجعه آمیز خلاصی یابیم و شما تغییری مهم را برای میهن ما به ارمغان آورید . 


 

 

ادامه مطلب

نقدی و پاسخی به نقد
درویش علی کولاییان   
دست نوشته ای بدون امضا نقد کتاب اینجانب " الگوی کهنه اقتصاددانان ما " است . تصویر دست نوشته در ذیل همین مقاله آمده است  . به امید آنکه به تفاهم فیمابین کمکی شود ، سعی خواهم کرد به نکاتی که نویسنده نقد بدان اشاره می کند پاسخ دهم  .
ادامه مطلب
نقد به پنداری نادرست
باز هم پاسخی به دکتر موسی غنی نژاد
درویش علی کولاییان   
در نقد بیگانه گریزی آقای دکتر مصدق ، دکتر غنی نژاد بیش از حد به راه خود می رود . او بهتر است اندیشه کند  بیگانگان  (انگلستان ، آمریکا و روسیه ) در جنگ جهانی اول و به دنبال آن در جنگ جهانی دوم در ایران، چه کردند و چه باقی گذاشتند . ما در هر دو جنگ جهانی بی طرف مانده بودیم با این وجود آن ها با ما چه کردند ؟ دانش آموز دبیرستانی هم  پی خواهد برد که با تاروپود زندگی اجتماعی و سیاسی ما ، این سه کشور به ویژه  کشور انگلستان تا چه اندازه پیچید.  کدام کشور در جهان ، مشکلی مانند مشکل ما را به دوش کشید؟  آنها  به اصطلاح عامیانه ، ایستاده آن سوی جوی و ما ایستاده این سوی جوی  نبودیم !! آن ها به مدت طولانی در درون خانه و در میان ما بودند . مقطع  شروع جنگ جهانی اول تا سر انجام جنگ جهانی دوم  ، دورانی است که  دکتر مصدق به آن زمان و آن سال ها متعلق است . برخلاف مردمی که آن زمان و عصر مصدق به دنیا آمدندْ  آقای غنی نژاد در سپیده دمی آرام متولد شد و گویی هیچ تصور از طوفانی که شب پیش از تولدش همه جا را در نوردید ، نمی تواند داشته باشد . خدا کند نیاز نباشد طوفانی تازه را او به چشم ببینند تا حقیقت را دریابد !!


ادامه مطلب
احقاق حقی معنوی که افتخار آمیز است !
شمال ایران خاستگاه کلیله و دمنه !
درویش علی کولاییان   

از کتاب های مشهور جهان کلیله است . شهرت بین المللی هیچ کدام از آثار فرهنگی مربوط به ایران به شهرت این کتاب نمی رسد . این کتاب در ردیف بزرگترین آثار فرهنگی جهان محسوب می شود  و میلیون ها نفر با نام ایران  ، اول بار ،  با خواندن کلیله آشنا می شوند . می گویند این کتاب به صدها زبان برگردانده شده است1 باید با افتخار اعلام نماییم ، حقوق معنوی مربوط به این اثر در قدم اول به مازندران و به کهن سرزمین ما ایران تعلق دارد ، گر چه بی دقتی ها و سهل انگاری ها ، سبب شد تا به اشتباه ، خاستگاه کلیله به جای مازندران  و شمال ایران ، شبه قاره هند و کشورهندوستان معرفی شود . این اشتباه بزرگ از کجا سرچشمه می گیرد ؟

 
ادامه مطلب